اپکس اپلای رسماً راه‌اندازی شد! با کد LAUNCH20 هنگام پرداخت، روی تطبیق‌های خود ۲۰ درصد تخفیف بگیرید.

همه مقاله‌ها

CVای که برایم ۲۰۰ هزار دلار فاند دکترا گرفت

چرا این مقاله را می‌نویسم، و چرا هوش مصنوعی این کار را برایتان درست انجام نمی‌دهد

چند سال پیش، به‌عنوان یک دانشجوی بین‌المللی برای دکترا اپلای کردم. نتیجه‌اش پذیرش فول‌فاند از دانشگاه مک‌مستر (McMaster)، دانشگاه کلگری (Calgary) و دانشگاه گلاسگو (Glasgow) بود، با فاندی حدود ۲۰۰ هزار دلار. الان دانشجوی سال آخر دکترای سیستم‌های اطلاعاتی (Information Systems) در مک‌مستر هستم.

مدرکی که پشت همهٔ این پذیرش‌ها بود، CV من بود. همان مدرکی که به تک‌تک ایمیل‌هایم به استادها پیوست کردم و در همهٔ اپلیکیشن‌هایم فرستادم. در این مقاله همان CV را بخش به بخش با هم مرور می‌کنیم: چه چیزی در هر بخش بیاید، با چه ترتیبی، هر بخش چقدر باشد، و اشتباهاتی که بارها و بارها در CV بچه‌ها می‌بینم.

شاید بپرسید در آستانهٔ ۲۰۲۷ اصلاً چه نیازی به چنین راهنمایی هست. ChatGPT، Claude و بقیهٔ مدل‌های زبانی بزرگ واقعاً قدرتمند شده‌اند. از یکی‌شان یک CV آکادمیک بخواهید، در چند ثانیه چیزی تحویلتان می‌دهد که ظاهراً قابل‌قبول است.

اما «قابل‌قبول» فاند نمی‌گیرد. CV آکادمیک با جزئیات ریز ساخته یا خراب می‌شود. چهار علاقهٔ پژوهشی، نه هفت تا. سه چهار کلمه برای هر علاقه، نه یک جمله. همهٔ بخش‌ها از جدیدترین به قدیمی‌ترین. تاریخ فارغ‌التحصیلی با «(Expected)»، نه «Present». به تجربهٔ من، این مدل‌ها همهٔ این قواعد را هم‌زمان رعایت نمی‌کنند و نمی‌دانند داور واقعاً به کدام‌شان دقت می‌کند.

ظاهر صفحه را هم نمی‌توانند درست قضاوت کنند. ساختار و ظاهر CV به اندازهٔ محتوایش مهم است. استادی که ده‌ها اپلیکیشن را مرور می‌کند، قبل از خواندن حتی یک خط، برداشتش را شکل داده است.

پس اگر خواستید، برای روان‌تر کردن جمله‌ها از هوش مصنوعی کمک بگیرید. اما اسکلت، ترتیب و قواعدی که در ادامه می‌گویم را باید خودتان درست دربیاورید. بریم سراغش.

CV، بخش به بخش

بخش‌هایی که در ادامه می‌آید دقیقاً به همان ترتیبی است که در CV خودم بود. در ۹۹ درصد موارد، این بهترین ترتیب برای یک اپلای آکادمیک است. بعضی رشته‌ها و مقاطع استثنا دارند، ولی کلیت کار باید همین باشد.

۱. هدر: شما کی هستید و چطور می‌شود با شما تماس گرفت، نه بیشتر

اسمتان باید بالای صفحه، بزرگ و واضح باشد. زیرش دپارتمان، دانشگاه و آدرس دانشگاه را بنویسید.

سمت راست، لینک‌های شخصی‌تان را بگذارید:

  • گیت‌هاب (GitHub)، اگر دارید.
  • لینکدین (LinkedIn). من آن موقع نگذاشتم چون پروفایلم آماده نبود. اگر برمی‌گشتم، حتماً اضافه‌اش می‌کردم.
  • وب‌سایت شخصی، اگر دارید. جایش همین‌جاست.
  • گوگل اسکالر (Google Scholar)، اگر می‌خواهید مقالاتتان را نشان بدهید.
  • ریسرچ‌گیت (ResearchGate) یا هر پروفایل حرفه‌ای دیگر.

بعد شماره تلفن و ایمیل. همین.

به هیچ عنوان چیزی بیشتر از این نگذارید. بچه‌هایی را دیده‌ام که تاریخ تولد و انواع اطلاعات شخصی اضافه را می‌گذارند. هیچ‌کدامش لازم نیست. خیلی غیرحرفه‌ای به نظر می‌رسد و نه‌تنها به نفعتان نیست، بلکه به ضررتان است.

هدر CV با نام، دپارتمان و آدرس دانشگاه در سمت چپ و لینک گیت‌هاب، تلفن و ایمیل در سمت راست
هدر CV من: اسم، دپارتمان و آدرس دانشگاه، بعد لینک‌ها، تلفن و ایمیل. نه چیز دیگری.

۲. تحصیلات (Education)

CV شما با بخش تحصیلات شروع می‌شود. اگر الان ارشد هستید، ارشد و لیسانس را بنویسید. اگر لیسانس هستید، فقط لیسانس. دبیرستان را نگذارید؛ هنوز هم می‌بینم بچه‌ها این کار را می‌کنند و اصلاً لازم نیست.

اگر مثل آن موقعِ من هنوز در حال تحصیل هستید، تاریخ تقریبی فارغ‌التحصیلی‌تان را بنویسید و جلویش در پرانتز «Expected» بگذارید. هیچ‌کس تاریخ دقیق را نمی‌داند، ولی حتماً باید یک تاریخ بگذارید. خیلی از بچه‌ها این را خالی می‌گذارند یا می‌نویسند «Present». درست نوشتنش یک نکتهٔ ریز اما مهم است.

برای هر مقطع این‌ها را بیاورید:

  • رشته و دانشگاه.
  • معدل.
  • عنوان پایان‌نامه، اگر دارید. اگر مقطعتان پایان‌نامه ندارد، نگذارید. اگر در حال نوشتنش هستید و عنوان نهایی ندارید، یک عنوان تقریبی و قابل‌قبول کاملاً کافی است.
  • اسم استاد راهنما. این باید حتماً باشد.

یک نکته را می‌خواهم تأکید کنم: تغییر رشته کاملاً شدنی است. لیسانس من مهندسی نفت بود. ارشدم مهندسی نرم‌افزار بود. و الان دکترایم را در یک بیزنس‌اسکول می‌گذرانم. خیلی از مشاورها به بچه‌ها می‌گویند نمی‌شود رشته را عوض کرد و باید همان چیزی را که خوانده‌اید ادامه بدهید. این باور کاملاً غلط است. با خیلی از بچه‌ها کار کرده‌ام که توانسته‌اند این کار را بکنند. البته نکته‌های ریز و درشتی دارد که در یک مقالهٔ جداگانه به آن می‌پردازم.

بخش تحصیلات با مدرک ارشد با برچسب Expected بالای مدرک لیسانس، هر کدام با معدل، عنوان پایان‌نامه و استاد راهنما
بخش تحصیلات در CV من: اول ارشد با «(Expected)»، بعد لیسانس، هر کدام با معدل، عنوان پایان‌نامه و استاد راهنما.

۳. علایق پژوهشی (Research Interests)

اینجا بچه‌ها خیلی اشتباه می‌کنند. چهار بولت‌پوینت کافی است، نهایتاً پنج تا. CVهایی دیده‌ام با شش هفت بولت، که همین به‌تنهایی می‌تواند CV را در نگاه اول رد کند.

هر بولت سه کلمه باشد، نهایتِ نهایت چهار کلمه. نه خیلی جزئی، نه خیلی کلی. دیده‌ام بچه‌ها «مهندسی عمران» را به‌عنوان علاقهٔ پژوهشی نوشته‌اند. این رشته است، نه علاقهٔ پژوهشی، و نگاه منفی را به سمت CV شما جلب می‌کند.

این همان بخشی است که باید برای هر استادی که به او ایمیل می‌زنید کمی تغییرش بدهید. قبل از اینکه CV را پیوست کنید، با تغییرات کوچک علایقتان را با علایق آن استاد هماهنگ کنید. شخصی‌سازی مکاتبه فقط به ایمیل خلاصه نمی‌شود؛ از همین‌جا در CV شروع می‌شود.

بخش علایق پژوهشی با چهار بولت کوتاه
چهار علاقهٔ پژوهشی، هر کدام دو سه کلمه.

۴. تجربهٔ پژوهشی (Research Experience)

تجربه‌های پژوهشی‌تان را از جدید به قدیم بنویسید: جدیدترین بالا، و هرچه پایین‌تر می‌روید قدیمی‌تر. این‌ها می‌تواند پایان‌نامهٔ ارشد، پایان‌نامهٔ لیسانس یا پروژه‌هایی باشد که با استادهای دیگر انجام داده‌اید و ماهیت پژوهشی داشته‌اند.

تعداد بولت‌ها را برای همهٔ موارد یکسان نگه دارید، سه یا چهار تا برای هر کدام. نکند یک مورد دو بولت داشته باشد و یکی دیگر هفت تا. این نامتوازن به نظر می‌رسد، و CV شما باید در یک نگاه شسته‌رفته باشد.

دقیق باشید. اگر از فریم‌ورک یا روش تحقیق خاصی استفاده کرده‌اید، اسمش را بیاورید. کلی‌گویی نکنید.

بین تجربهٔ پژوهشی و پروژه‌های آکادمیک تفاوت واقعی وجود دارد، و راه‌هایی هست که بعضی پروژه‌های آکادمیک را به تجربهٔ پژوهشی تبدیل کنید تا این بخش پرتر شود. این خودش یک موضوع جداست که جداگانه درباره‌اش می‌نویسم.

بخش تجربه پژوهشی با دو پروژه از جدید به قدیم، هر کدام با چهار بولت
دو تجربهٔ پژوهشی، از جدید به قدیم، هر کدام چهار بولت، با اسم روش‌ها و ابزارهای مشخص.

۵. مقالات (Publications)

این بخش استرس زیادی برای بچه‌ها دارد و حرف‌های غلط زیادی درباره‌اش می‌شنوم. مقاله لازم نیست حتماً چاپ شده یا حتی سابمیت شده باشد تا در CV بیاید.

دو مقاله‌ای که در CV من بود در جای معتبری چاپ نشده بودند؛ حتی در یک کنفرانس شناخته‌شده هم نبودند. تازه در حوزهٔ مهندسی نفت بودند که هیچ ربطی به چیزی که برایش اپلای می‌کردم نداشت. فقط یک دلیل داشتم که گذاشتمشان: نشان بدهم که توانسته‌ام چیزی به زبان انگلیسی چاپ کنم.

پس لطفاً به خودتان نگویید «مقاله ندارم، پس نمی‌توانم اپلای کنم و هیچ استادی مرا نمی‌گیرد». این درست نیست. اگر می‌توانید جایی چیزی به انگلیسی چاپ کنید، عالی است، و اگر به حوزهٔ هدفتان مرتبط باشد چه بهتر. ولی بابت این بخش استرس نداشته باشید.

بخش مقالات دسته‌بندی‌شده به مقاله ژورنال، مقاله کنفرانس و مقاله مجله، با جزئیات حذف‌شده
مقالات، دسته‌بندی‌شده بر اساس نوع (اینجا اطلاعاتش حذف شده).

۶. پروژه‌های آکادمیک (Academic Projects)

پروژه‌های آکادمیک و تجربهٔ پژوهشی هم‌پوشانی زیادی دارند. هرچه بتوانید صادقانه موارد بیشتری را زیر تجربهٔ پژوهشی بیاورید، بهتر است. اما به زور این کار را نکنید. کسی که CV شما را بررسی می‌کند خیلی زود می‌فهمد که یک مورد ارزش آمدن در تجربهٔ پژوهشی را دارد یا جایش در پروژه‌های آکادمیک است.

پروژه‌های آکادمیک همان پروژه‌هایی هستند که برای درس‌هایتان انجام داده‌اید. مثلاً در دورهٔ لیسانس معمولاً بخشی از نمرهٔ یک درس، یک پروژه در قالب پژوهشی است. این پروژه‌ها کاملاً اینجا جا می‌گیرند. مثل همیشه، از جدیدترین به قدیمی‌ترین بنویسید.

این قاعدهٔ «اول جدیدترین» برای همهٔ بخش‌های CV صدق می‌کند. اولین مورد هر بخش باید همیشه جدیدترین مورد شما باشد.

بخش پروژه‌های آکادمیک با دو پروژه درسی از جدید به قدیم
پروژه‌های درسی در بخش پروژه‌های آکادمیک، از جدید به قدیم.

۷. تجربهٔ کاری (Professional Experience)

اگر در صنعت، بیرون از دانشگاه، کار کرده‌اید و به CV شما مرتبط است، اینجا بیاوریدش. اگر برای درسی دستیار آموزشی (TA) بوده‌اید، آن را هم اینجا بگذارید.

اگر دانشجوی لیسانس هستید و هیچ‌وقت TA نبوده‌اید، نگران نباشید. کسی چنین انتظاری ندارد. اشکالی ندارد اگر این بخش کم‌پشت باشد، ولی سعی کنید چیزی در آن داشته باشید. اگر در انجمن‌های علمی دانشگاه فعال بوده‌اید، حتماً بیاوریدش، به‌خصوص اگر رئیس، معاون یا عضو کادر اجرایی بوده‌اید. این بخش جای خوبی برای نشان دادن مهارت‌های نرم (Soft Skills) هم هست.

یک اشتباه بزرگ: خیلی از بچه‌ها را دیده‌ام که تجربهٔ کاری را اول CV می‌آورند. این کار درستی نیست. شما برای یک موقعیت آکادمیک اپلای می‌کنید، و شروع کردن با سابقهٔ صنعتی کمکی به شما نمی‌کند. همین‌جا و با همین ترتیب نگهش دارید.

بخش تجربه کاری با یک نقش صنعتی و فهرست موقعیت‌های دستیار آموزشی
تجربهٔ کاری در CV من: یک نقش صنعتی و موقعیت‌های TA، بعد از بخش‌های آکادمیک.

۸. افتخارات و جوایز (Awards & Honors)

باز هم از جدید به قدیم. برای بیشتر بچه‌های لیسانس که اپلای می‌کنند، این بخش معمولاً همین چند مورد را دارد:

  • رتبهٔ کنکور.
  • رتبهٔ یک، دو یا سهٔ معدل در ورودی‌تان.

یکی دو مورد کافی است. این بخش را شلوغ نکنید و با چیزهای متفرقه پرش نکنید.

بخش افتخارات و جوایز با پنج مورد از جدید به قدیم
جوایز، از جدید به قدیم. من بعد از ارشد اپلای می‌کردم، برای همین چند مورد بیشتر از یکی دو موردی داشتم که معمولاً برای یک متقاضی لیسانس کافی است.

۹. دروس منتخب و نمرات (Selected Courses and Grades)

این بخش مهم است، مخصوصاً اگر می‌خواهید رشته یا حوزهٔ پژوهشی‌تان را کمی تغییر بدهید. اینجا جایی است که به خواننده نشان می‌دهید درس‌های کلیدی حوزه‌ای را که به سمتش می‌روید پاس کرده‌اید، پس توانایی فهم مباحث اصلی آن را دارید.

برای هر درس، اسم درس، استادی که با او گذرانده‌اید و نمره‌تان را بنویسید.

فقط درس‌های مرتبط با رشته‌ای را که برایش اپلای می‌کنید بیاورید. اگر برای علوم کامپیوتر اپلای می‌کنید، مقاومت مصالحِ دورهٔ لیسانس را نگذارید. همان‌طور که از اسمش پیداست، این‌ها دروس منتخب هستند، نه کل ریزنمرات. چهار پنج درس مرتبط ایده‌آل است.

بخش دروس منتخب و نمرات با دروس ارشد و لیسانس، نام استاد و نمره
چهار درس مرتبط از هر مقطع، با اسم استاد و نمره. با پیش‌زمینهٔ مهندسی نفت، همین درس‌ها نشان می‌داد از پس درس‌های کامپیوتری برمی‌آیم.

۱۰. مهارت‌ها (Skills)

زبان‌های برنامه‌نویسی که بلدید، فریم‌ورک‌هایی که با آن‌ها کار کرده‌اید و ابزارهای خاص را بنویسید. اگر در رشته‌ای مثل عمران، مکانیک یا مهندسی شیمی هستید، نرم‌افزارهای تخصصی زیادی وجود دارد. همهٔ نرم‌افزارهایی را که بلدید اینجا بیاورید.

لازم نیست صددرصد در چیزی متخصص باشید تا اسمش را بیاورید. هیچ‌کس چنین انتظاری ندارد. اگر در یک پروژه یا پژوهش با ابزار یا نرم‌افزاری کار کرده‌اید، اینجا بگذاریدش. این بخش چکیده‌ای از توانایی‌های فنی شماست.

بخش مهارت‌ها دسته‌بندی‌شده بر اساس نوع، هر دسته در یک خط
مهارت‌ها، دسته‌بندی‌شده بر اساس نوع، هر دسته در یک خط.

۱۱. زبان‌ها (Languages)

اگر آزمون زبان داده‌اید، یا زبان دیگری بلدید، اینجا به آن اشاره کنید. برای نمرهٔ آزمون، می‌توانید هم نمرهٔ کلی (Overall) و هم نمرهٔ هر مهارت را بنویسید. اگر نمرهٔ یکی از مهارت‌ها پایین است، می‌توانید تفکیک را نگذارید و فقط Overall را بیاورید. این را با شرایط خودتان تطبیق بدهید.

اگر هنوز آزمون نداده‌اید، اشکالی ندارد. می‌توانید کلاً اشاره نکنید، یا اگر برنامهٔ تقریبی دارید، بنویسید «To be taken» با یک تاریخ تقریبی.

بخش زبان‌ها با نمرات آزمون حذف‌شده
زبان‌ها با نمرات آزمون: نمرهٔ کلی به‌اضافهٔ تفکیک مهارت‌ها (اینجا اطلاعاتش حذف شده).

۱۲. سرگرمی‌ها (Hobbies)

این بخش بیشتر یک چیز فرمالیته است و وزن زیادی ندارد. اگر CV شما از سه صفحه بیشتر شد، این بخشی است که می‌توانید حذفش کنید. ولی نشان می‌دهد که فقط درس‌خوان نیستید و علایق و فعالیت‌های دیگری هم در زندگی روزمره‌تان دارید.

بخش سرگرمی‌ها با سه خط کوتاه
سه خط کوتاه، نه بیشتر.

۱۳. معرف‌ها (References)

آخرین بخش، و بخشی مهم. قبل از اینکه اپلای را شروع کنید، زودتر به استادهایتان پیام بدهید. بگویید که می‌خواهید اپلای را شروع کنید و بپرسید آیا حاضرند برایتان توصیه‌نامه بنویسند، و چند توصیه‌نامه می‌توانند بفرستند. این را از همان ابتدای فرایند اپلای در نظر داشته باشید.

بعد اسم استادهایی را که قبول کرده‌اند اینجا بیاورید. معمولاً این‌ها استادهای راهنمایتان هستند. اگر نمی‌توانید از استاد راهنمایتان توصیه‌نامه بگیرید، فاجعه نیست. این مورد نادری است، ولی پیش می‌آید. به‌طور کلی، استادهای راهنما را بگذارید، به‌اضافهٔ استادی که درسش را با نمرهٔ خوب پاس کرده‌اید یا با او همکاری نزدیکی داشته‌اید.

خیلی کم پیش می‌آید که استادی قبل از مصاحبه به معرف‌های شما ایمیل بزند. با این حال، همهٔ CVهای آکادمیک این بخش را دارند و CV شما هم باید داشته باشد. برخلاف سرگرمی‌ها، این بخشی نیست که بتوانید حذفش کنید.

برای هر معرف، اسم، سِمَت، دانشکده، دانشگاه و ایمیلش را بنویسید.

بخش معرف‌ها با سه معرف که نام و ایمیلشان با متن نمونه جایگزین شده
سه معرف، هر کدام با اسم، سمت، دانشکده، دانشگاه و ایمیل.

ساختار و ظاهر: قوانینی که برای کل CV صدق می‌کند

محتوا فقط نیمی از ماجراست. این‌ها قوانین مربوط به شکل صفحه هستند، و دقیقاً همان جزئیاتی که CVهای ساخته‌شده با هوش مصنوعی معمولاً از قلم می‌اندازند.

حداکثر سه صفحه. به هیچ عنوان از سه صفحه بیشتر نشود.

یک CV برای همه‌جا. خیلی از بچه‌ها فکر می‌کنند برای اروپا باید یک CV متفاوت داشت که عکس داشته باشد، دوستونه باشد و رنگی باشد. این باور غلط است. همین CV تمیز و تک‌ستونهٔ آکادمیک را برای آمریکای شمالی، برای اروپا و برای هر جای دیگری که اپلای آکادمیک می‌کنید استفاده کنید.

CV کامل سه‌صفحه‌ای، تک‌ستونه، بدون عکس و بدون رنگ
CV کامل من: سه صفحه، تک‌ستونه، بدون عکس و بدون رنگ. همین CV را هم برای کانادا و هم برای بریتانیا فرستادم.

اول جدیدترین، در همهٔ بخش‌ها. اولین مورد زیر هر عنوان، جدیدترین مورد شماست و هرچه پایین می‌روید، تاریخ‌ها قدیمی‌تر می‌شوند.

بولت‌های یکدست. به همهٔ موارد یک بخش وزن یکسان بدهید، سه یا چهار بولت برای هر کدام. موارد نامتوازن صفحه را شلخته نشان می‌دهند.

ترتیب را حفظ کنید. یک بار دیگر ترتیب کامل:

  1. هدر
  2. تحصیلات (Education)
  3. علایق پژوهشی (Research Interests)
  4. تجربهٔ پژوهشی (Research Experience)
  5. مقالات (Publications)
  6. پروژه‌های آکادمیک (Academic Projects)
  7. تجربهٔ کاری (Professional Experience)
  8. افتخارات و جوایز (Awards & Honors)
  9. دروس منتخب و نمرات (Selected Courses and Grades)
  10. مهارت‌ها (Skills)
  11. زبان‌ها (Languages)
  12. سرگرمی‌ها (Hobbies)
  13. معرف‌ها (References)

CV خودم را با لاتک (LaTeX) ساختم؛ با لاتک راحت می‌شود فاصله‌ها، فونت‌ها و ترازبندی را از صفحهٔ اول تا آخر کاملاً یکدست نگه داشت. اگر تمپلیتش را می‌خواهید، کامنت بگذارید تا برایتان بفرستم.

حرف آخر

هیچ‌کدام از این قواعد به‌تنهایی پیچیده نیست. چیزی که یک CV را متمایز می‌کند این است که همهٔ آن‌ها هم‌زمان درست باشند: ترتیب، طول، تعداد بولت‌ها، تاریخ‌ها و جزئیاتی که کنار می‌گذارید. این همان بخشی است که هیچ ابزار هوش مصنوعی به‌طور قابل‌اعتماد برایتان انجام نمی‌دهد، و همان بخشی است که داورها اول از همه متوجهش می‌شوند.

CV شما چیزی است که گفتگو با یک استاد را شروع می‌کند. اگر درست دربیاید، بقیهٔ اپلیکیشن شما هم شانس این را پیدا می‌کند که دیده و خوانده شود.

اگر تمپلیت لاتک CV من را می‌خواهید، کامنت بگذارید تا برایتان بفرستم. و بگویید موضوع بعدی چه باشد: چطور رشته عوض کنیم، چطور پروژه‌های آکادمیک را به تجربهٔ پژوهشی تبدیل کنیم، یا بخش دیگری از فرایند اپلای. درباره‌اش می‌نویسم.

عماد، Apex Apply